نقش و اهمیت سنگ و معدن در معماری تخت جمشید

نقش و اهمیت سنگ و معدن در معماری تخت جمشید

طرح اصلي ساختمان تخت جمشيد دردوران فرمانروايي داريوش بزرگ ريخته شد. از همان نخست تعداد و محل كاخ ها، عمارت ها و كاربردهاي جداگانه هر يك معين ومشخص شد. براي برپايي اين بنا از سه نوع مصالح ساختماني عمده ( چوب، خشت هاي خام و پخته و سنگ هاي آهكي محلي ) استفاده شده است.

85
0
اشتراک
تخت جمشید
تخت جمشید

به گزارش خبرگزاری سنگ ایران، تخت جمشید تنها یک مجموعه ی معماری نیست، بلکه آینه ای است که در آن علم و فن و هنر واعتقادات ایرانیان کهن انعکاس یافته است. تخت جمشید یک مدرسه است، یک کتاب، یک روایتگر پیر . می توان گفت که تخت جمشید اولین سازمان ملل واقعی دنیا بوده است.

بنای تخت جمشید در حدود سال ۵۱۸ پیش از میلاد به فرمان داریوش هخامنشی آغاز شد .

کار ساختن بناهای تخت جمشید در زمان داریوش اول (۵۲۲ تا ۴۸۶ ق.م) آغاز و تا زمان اردشیر سوم (۳۵۹ تا ۳۳۸ ق.م ) در مساحتی به وسعت ۱۳ هکتارساخته و ادامه یافت. مصالح به کار رفته در بنای تخت جمشید عبارت بوده از: سنگ، خشت و گل، آجر، گچ، چوب، آهن، فلزات گرانبها ( طلا – نقره – مس ) عاج، لا جورد، عقیق و…… دیوارهای تخت جمشید در برخی جاها به ضخامت ۵/۵ متر بوده و قطعه سنگهای به کار رفته به وزن بیش از ۴۵ تن می رسیده است.

تخت جمشید دارای سیستم حرارتی و تهویه بوده، که فضاهای داخل آن را در زمستان گرم ودر تابستان خنک و معتدل می کرده است . دشت سرسبز مرودشت، سقفهای بسیار بلند و فضاهای وسیع، درهای گشاده و پنجرههای متعد د هوای تخت جمشید را در تابستان معتدل وخنک می ساخته و در زمستان دیوارهای خشتی و لایه های گچ که یک عایق حرارتی تشکیل می داده، پردههای ارغوانی بلند و ضخیم که مانع نفوذ سرما به درون فضاها وتالارها می شده، پوشش سقف نیز چوبی بوده که این امر در گرم شدن محیط تاثیر به سزایی داشته است.

تخت جمشید نیز دارای سیستم آب و فاضلاب بوده، در تخت جمشید مجاری زیرزمینی آبرسانی و فاضلاب پیچ در پیچی کشف شده که به طول بیش از ۲ کیلو متر می رسد. تخت جمشید نه یک شهر بوده و نه یک دژ و نه یک پرستشگاه ، تخت جمشید دو نقش جداگانه اما تا اندازه ای به هم پیوسته ایفا می کرده ، نخست اینکه چون در قلب امپراطوری قرار داشته گنج خانه ی مناسبی برای اندوختن ثروت روز افزون کشور بوده ، دوم اینکه جایگاه مناسب و با شکوهی برای برگذاری مراسم و جشنهایی بوده که در آن زمان برگزار می شده ( جشنهای مهرگان و اعیاد نوروز ) به نقل از مورخان در تخت جمشید بیش از ۱۲۰۰۰۰سکه ی طلا و نقره ، ظروف و مجسمه های بسیار ناب ، اثاث گرانقیمت ، نیمکتهای زرین ، لباسها وفرشهای ارغوانی گرانبها و….نگهداری می شده که در نهایت با حمله ی اسکندر مقدونی همه ی این اشیاء یا به غارت رفت یا طعمه ی حریق شد . اسکندر وقتی که وارد تخت جمشید شد و این همه شکوه و ثروت دید دستور داد که هر چیز را که می توانند با خود ببرند و هر چیز را که نمی توانند نابود سازند . به نو شته ی مورخین با ستان ثروت تخت جمشید با ۱۰۰۰۰جفت اسب وقاطر و ۵۰۰۰ جفت شتر حمل و غارت شد . بعد از انتقال ثروت تخت جمشید اسکندردستورداد که تخت جمشید را به آتش بکشند. بگفته مورخین باستان تخت جمشید ۳ شبانه روز در آتش می سوخت وچهل شبانه روز از آن دود بر میخواست .

تخت جمشید
تخت جمشید

یک نکته ی مهم: محققین به این نکته ی مهم رسیده اند که اگر نقشه ی امپراطوری هخامنشی را بنگریم و یک خط از شمال شرقی ترین نقطه (سغد) تا جنوب غربی ترین نقطه (حبشه) بکشیم و یک خط از شمال غربی ترین نقطه (یونان) تا جنوب شرقی ترین نقطه (هند) به صورت ضربدر بکشیم مرکز تقاطع این دو خط محل ساخت تخت جمشید می شود، که این خود جای تامل و اند یشیدن دارد.

بنای تخت جمشید یکی از عظیم ترین ، باشکوه ترین و زیباترین مجموعه های تاریخی ایران و جهان است. این بنای مجلل به فرمان داریوش اول ( در ۵۲۰ ق.م. ) شکل گرفت. وی می خواست پایتختی در کشور خویش احداث کند که همتا نداشته باشد. به همین دلیل جلگه وسیع مرودشت رادر مرکز خاک« پارس» واقع شده بود و پیشینه تاریخی بس کهن داشت انتخاب کرد وبر دامنه صخره کوه رحمت بنای تخت جمشید را بنیان نهاد.طرح اصلی ساختمان تخت جمشید دردوران فرمانروایی داریوش بزرگ ریخته شد. از همان نخست تعداد و محل کاخ ها، عمارت ها و کاربردهای جداگانه هر یک معین ومشخص شد. برای برپایی این بنا از سه نوع مصالح ساختمانی عمده ( چوب، خشت های خام و پخته و سنگ های آهکی محلی ) استفاده شده است. چوب هایی که در محل تهیه می شد با ذوق و سلیقه طراحان و معماران سازگار نبود وناگزیر بودند چوب های در خور کاخ های تخت جمشید را از دور دست ها حمل کنند. برای مثال،تیرهای زیر از چوب درخت سدر بوده که در آن زمان فقط در لبنان می روییده است.

خشت های گلی در ساختن دیوارها و روپوش سقف ها به کار می رفت که دوام چندانی نداشت. این خشت را باران می شست و با بر اثر زمین لرزه فرو می ریخت. سنگ های کوه رحمت برای سنگتراشان و معماران جمشید از هر جهت مناسب بود. این سنگ های آهکی بسیار سخت و محکم اند و رنگ های طبیعی گوناگون سفید، کهربایی، دودی و سیاه دارند که خوب تراشیده می شوند. به ویژه نوع سیاه آن که بر اثر صیقل به شکل مرمر در می آید. بسیاری از قطعه سنگ ها را گیرهای آهنی به نام ” دم چلچله ” به هم متصل کرده اند. در حد فاصل سنگ ها از ملات استفاده نشده است. دیوارها را با آجر لعابدار و کف اتاق ها را با گچکاری می پوشاندند. روی درها با قطعات زر وسیم آراسته شده بود. پرده های بزرگ رنگی بر زیبایی درون و برون کاخ ها می افزود. فرش های نفیس کف اتاق ها چشمان را خیره می کرد.عملا” امکان نداشت که ساختمان تخت جمشید در دوران شاهی داریوش بزرگ به پایان برسد. کار ساخت این بنای عظیم در طول حکومت پسر او خشایار شا اول و نوه اش اردشیر اول ادامه یافت. بدین تربیت ساخت بنا نزدیک به ۲۰۰ سال طول کشید.

بر اساس نظر تاریخ نگاران این بنا حدود ۲۰۰ سال آباد و مورد استفاده شاهان بوده است تااین که در پی حمله اسکند رمقدونی به ایران ( ۳۳۰ ق.م ) به دست وی در آتش سوخت و از آن پس متروک شد. وسعت کلیه ساختمان های تخت جمشید حدود ۱۳۵۰۰۰ متر مربع ارتفاع کف ساختمان های آن از دشت از ۸ تا ۱۸ متر است.

از تمامی آنچه روزگاری تخت جمشید نامیده می شد امروز ظاهرا” چیزی بیش از چند ستون و پلکان و سردر ویران شده باقی نمانده است. شگفت این همین ویرانه ها نیز پس از گذشت دو هزار وپانصد سال همچنان هنر شکوهمند و معماری بی همتای هخامنشیان را نشان می دهند.برای درک اهمیت این خرابه ها باید به رمز هنر و معماری هخامنشی پی برد. هخامنشیان در ساخت تخت جمشید از منابع گوناگونی الهام گرفتند. پارس ها دست کم با دو فرهنگ غنی، اوراتو در شمال و ایلام در جنوب ،آشنا بودند و از آنها برای ریختن شالوده محکم فکری در هنر معماری بهره گرفتند. هخامنشیان در لشکر کشی به مصر، بابل،لیدی و اروپا، با اندیشه های دیگری در زمینه معماری آشنا شدند و با به دست آوردن ثروت سرشار ، هنرمندان و سنگتراشان و معماران برجسته را در گسترش و زیبا سازی تخت جمشید به خدمت گرفتند. شاید اولین بار در تاریخ بشر بود که ذوق سرشار ، ثروت بی کران و اراده استوار در یک نقطه از جهان به هم رسیدند تا چیزی آفریده شود که هنر شناسان و تاریخ نکاران آن را هنر و معماری هخامنشی بخوانند.

در پارسه یا همان تخت جمشید، سه نوع مصالح به کار رفته است. چوب، خشت های خام و پخته، و انواع سنگ های آهکی.

اکنون از آن همه، تنها سنگ های آهکی مانده اند. مهندسین پارسی، برای فراهم آوردن چوب، از گونه ای چوب که از لبنان امروزی، آورده می شد، استفاده کردند زیرا جنس چوب هایی که از دشت های اطراف تهیه می شد، چندان مرغوب نبودند و لذا آنها از بهترین انواع چوب استفاده می کردند. ولی چوب ها را با مواد خاصی اندود می کردند که مقاومشان می کرد. هرچند که همه این تلاش ها در یورش اسکندر نقش بر آب شد و اسکندر با آتش زدن پارسه، چوب های آن را در آتش سوزانید.

خشت های خام که تنها برای نازک کاری دیواره ها استفاده می شد و جنس آنها طوریست که با یک باران از سطحی که به آن متصل هستند، جدا می شوند.

سنگ های آهکی:

تخت جمشید
تخت جمشید

در تخت جمشید از نوعی سنگ آهکی بنام کلسیت استفاده شده است. البته نه آن کلسیت که در پاسارگاد بکار رفته است. کلسیت بکار رفته در پارسه، متبلور است و کلسیت بکار رفته در پاسارگاد، غیر متبلور.

کلسیت در طبقه بندی سنگ های آهکی از انواع مقاوم می باشد. ولی در مجاورت اسید هیدروکلریک، کلسیوم موجود در کلسیت، به اسید هیدرو کلریک می پیوندد و گاز کربنیک آزاد می شود. در کل سنگ های آهکی قابلیت شیمیایی بالایی دارند و به شوند همین هم هست که در هنگام دیدار از پارسه نباید به سنگ ها دست زد. زیرا کانی های موجود در عرق دست ما، قابلیت این را دارند که با سنگ آهک ترکیب شیمیایی انجام بدهند.

سنگهای آهکی مورد استفاده در تخت جمشید از دو جنس هستند.سنگ صخره ای از جنس آهکی به رنگ خاکستری شفاف( کلسیت) که از کوه های اطراف بودند و سنگ صخره ای از جنس آهکی ولی سخت تر و به رنگ خاکستری مایل به سیاه که ازمعدن های سنگ در نزدیکی تخت جمشید می آوردند.

سنگ آهک تیره، مرحله ماقبل سنگ مرمر است و سنگ مرمر از ساییدن شدید این سنگ ها، به هم ایجاد می شود. در اینجا به اشتباه بودن یک نظر درباره تخت جمشید پی می بریم.

گفته اند که پارسیان، مصالح ساختمانی و از جمله همین سنگ ها را از کشورهای محروسه بدست می آوردند که این درست نمی باشد.

تخت جمشید نه یک شهر به آن معنا که می شناسیمش بود و نه یک دژ. بلکه تخت جمشید پایتخت امپراتوری پارسیان بود. نماد فرهنگ و سیاست و هنر ایرانی. لذا از هر کشور محروسه، اثراتی در آن دیده می شود. تخت جمشید در اصل یک فستیوال قومی بزرگ بود. همین که در تخت جمشید از همه اقوام، اثراتی هست، گفته اند که پارسیان هم مصالح و هم نقشه و طرح و حتی مهندس را از خارج از سرزمین پارس وارد کرده اند. این گفته اگر غرض ورزی نباشد، بی انصافی است.

معماری پارسه بدینگونه بوده که ابتدا سنگ ها را با بست های فلزی، به هم مرتبط می کردند و سپس روی آنها را سرب می ریختند. لابلای سنگ های تخت جمشید هیچ اثری از سیمان و ساروج و سایر مصالح چسباننده، نیست. همین خالی بودن فاصله میان دو سنگ، خود به بنا استحکام می بخشد.

معادن سنگ مورد استفاده هخامنشیان در ساخت آثار معماری ارگ پارسه (تخت جمشید)

تخت جمشید
تخت جمشید

در دشت مرودشت معادن سنگی که به کارسنگ تراشی وساختمان سازی برای مجموعه میراث جهانی ارگ پارسه (تخت جمشید) آید، وجود دارد در معادن تاریخی هنوز با قیمانده های کار تمام نشده درآن دوران را نشان می دهد که به ما فرصت مطالعه و بررسی و چگونگی قطعات را می دهد  .در واقع با توجه به برسی ویلیام سامنر در سال ۱۹۸۶م. محل های استخراج سنگ را شامل کوه های رحمت، مجدآباد، گند شلو، کوه قباله و کوه حسین دانسته اند.

براساس پژوهش تیلیا سنگ هایی که درساختمان کاخ های ارگ پارسه (تخت جمشید) به کار رفته اند بیشتر دو نوع هستند .یکی سنگ آهکی به رنگ خاکستری شفاف با سنگواره های دوره کرتاسه میانی-بالا دراطراف تخت جمشید و نواحی دور ونزدیک کوه رحمت می آوردند ،رگه های چندی در پوزه کوه رحمت ،که از آنجا قطعات زیادی سنگ های تنه ، ستون ،سرستون و سنگ های یکپارچه درگاه ها بریده شده است.

سنگ های آهکی خاکستری مایل به سیاه که نسبت به سنگ های کوه رحمت سخت تر و فشرده تر است،از کوه مجد آباد در ۴۰کیلومتری غرب ارگ پارسه (تخت جمشید) است .در معدن مجد آباد تکه های بسیار بزرگ سنگ از کوه جدا شده ویادر وضعیت ناتمام درحال جدا شدن از کوه است ،همچنین قطعات زیرستون، ستون بریده شده وتا حدودی هم حجاری شده نموداراست.

طرز بریدن سنگ از کوه و آوردن تا پای بنا وروی هم گذاردن وتراش دادن به این طریق بوده است که ابتدا بر لبه صخره های پهن و قسمتی صاف رامعین کرده ، با تیشه ای یک سر یا دو سر (کنر) و قلم و نیزه ومیخ های مخصوص،گودال هایی به عمق ۶۰سانتیمتر،در فواصل معین می کندند و سپس در آن ها گوه هایی از چوب خشک می گذاردند وبررویش آب می ریختند.این آب ،گوه ها را منبسط می کرده و جای تنگ ، باعث فشار به سنگ می شد، و تکه بزرگی از آن جدا می گشت و بیرون پرتاپ می شد .اگر رگه های خوب در سنگ معدن بود ،از همان جا استفاده کرده ،با کمک گیره و اهرم تکه تکه از آن می بریدند . گاهی با کنر راهروهایی در میان تخته سنگ ها درست می کردند و عمودی پایین می رفتند ، و سپس قطعات را می شکافتند  و خردتر می ساختند . نمونه این راهروها در پایین آرامگاه داریوش سوم(۵۰۰ متری جنوب صفه)موجود است .گاهی در همان محل استخراج ، تخته سنگ ها را به صورت زمختی به شکل شیبی که می خواستند عاقبت درآید ، درست می کردند ، و درگوشه وکنارش زائده های گیره و دسته مانندی را ناتراشیده می گذاردند تا بتوان از آن ها برای بستن و حملش سود جست .لبه ها را اصلا” تیز و پرداخته نمی کردند تا مبادا ضمن عمل بشکند بعد تکه نیم تراشیده را پایین می غلطانیدند و از راه رودخانه و یا جاده به پای کار می بردند.

تخت جمشید
تخت جمشید

شیوه حمل سنگ ها به این ترتیب بوده که هر سنگ را بر روی چند تخته چوبی بزرگ گذارده ، زیر تخته ها غلطک چوبی می نهادند ، و با هل دادن سنگ و جابه جا کردن غلطک ها جلو میرفتند . در جاده ، از حیوانات بارکش چون گاو قاطر و اسب ، با صرف نیروی زیادی آن ها را تا پای بنا می آوردند و سپس با کمک منجنیق های چوبی و قرقره های بزرگ و طناب های ضخیم علفی و بستن سکو های سنگی محکم که تاب فشار سنگ را داشته باشد،سنگ ها را به  روی کار می گذارده اند .

در طرفین سنگ ها ی بدنه ستون ،دسته هایی می گذارده اند که کار بستن طناب و بالا کشیدن تکه های عظیم سنگ ها را آسان تر نماید . دسته ها پس از نصب ستون می تراشیده اند . هنوز آثار این دسته ها برقطعات ستون ورودیه نیمه تمام کاخ صد ستون ، دیده می شود . قطعات سنگ را خیلی بزرگ تر از آن چه این باید هنگام نصب و تراش از کار بیرون بیا ید ،از کوه جدا کرده و به جای خود نصب می کرده اند ،این نکته از مدخل نیمه تمام کاخ صد ستون که سنگ های نیمه تراش را روی هم گذارده و از پایین مشغول تراش آن بوده اند و به همان حال باقی مانده ، کاملا”مشهود و قابل استنباط است .

مراحل مختلف تراش را با قلم های متفاوت انجام می دادند ،‌ قلم های زمخت و تیشه های یکسر یا دو سر(کنر) و پتک و تیشه مخصوص و چکش و دیگر آلات مناسب در مرحله اول ، برای جداکردن به کار می رفت ، بعد قلمهای یک یا چند دندانهای به کار گرفته ، سطح را به صورت دلخواه در می آوردند و سپس با براده های سنگی و یا سمغ های مخصوص صافی و شفافیت را در قسمت های تراشیده شده به وجود می آوردند . استادان کار معمولآ علامت مخصوص خود را بر روی کاری که انجام داده بودند باقی می گذاردند ، و این علایم امروزه راهگشای بسیاری از مشکلاتِ معماریِ ‌ارگ پارسه (تخت جمشید) می باشد .

0

دیدگاهی نیست

دیدگاهی بنویسید

پنج + نوزده =