نقش هنر خوش نویسی در انتقال فرهنگ اسلامی

نقش هنر خوش نویسی در انتقال فرهنگ اسلامی

نژاد آريايي، سرزمينش مَهد و خاستگاه هنر بوده است. آن هم هنري در اوج زيبايي و ظرافت، تا آن جا که از دوران باستان تا به امروز، ميعادگاه هدايت و معنويت و راهي براي انتقال فرهنگ اسلامي به ساير ملل نيز بوده است.

408
0
اشتراک

به گزارش خبرگزاری سنگ ایران؛ مقاله ای در مورد هنر خوشنویسی از رضا تاج آبادی، علی رنجبر، محمد رحیمی، امیر مرادی نژاد در سایت راسخوان منتشر شده است که چکیده ای از آن باز نشر می شود.

خوش نویسی اسلامی

خوش نویسی همواره برای مسلمانان اهمیتی خاص داشته است. زیرا در اصل آن را هنر تجسم کلام وحی می دانسته اند. آنان خط زیبا را نه فقط در استنساخ قرآن بلکه در اغلب هنرها به کار می بردند. خوش نویسی ( خطاطی ) در کلیه کشورهای اسلامی همواره به عنوان والاترین هنر مورد توجه بوده است. مردمان این سرزمین ها به ویژه ایرانیان در اوج قدرت و نهایت ظرافت در این هنر تجلی یافت و خوش نویسی به مانند محوری در میان سایر هنرهای بصری ایفای نقش کرده است. خوش نویسی از قرون اولیه اسلامی تا کنون در کلیه کشورهای اسلامی و مناطق تحت نفوذ مسلمانان با حساسیت و قدرت تمام در اوج جریانات هنری بوده است.
قدیمی ترین نسخه ی قرآن به خط کوفی است و به علی بن ابی طالب (علیه السّلام) منسوب است. پس از قرن پنجم هجری، خط کوفی تقریباً جای خود را به خط نسخ داد که حروف آن بر خلاف حروف زاویه دار خطّ کوفی منحنی و قوس دار است.
در اوایل قرن چهارم سال ( ۳۱۰ ه.ق ) ابن مقله بیضاوی شیرازی خطوطی را به وجود آورد که به خطوط شش گانه یا اقلام سته معروف شدند که عبارتند از: محقق، ریحان، ثلث، نسخ، رقاع و توقیع. که وجه تمایز آن ها اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبت سطح و دور در هر کدام می باشد. هم چنین او برای این خطوط قواعدی وضع کرد که به اصول دوازدگانه خوش نویسی معروفند و عبارتند از: ترکیب، کرسی، نسبت، ضعف، قوت، سطح، دور، صعود مجازی، نزول مجازی، اصول، صفا و شأن.
یک قرن بعد از ابن مقله، ابن بواب برای خط نسخ قواعدی تازه ایجاد کرد و این خط را کامل نموده در قرن هفتم جمال الدین یاقوت مستعصمی به این خط جان تازه ای بخشید و قرآن کریم را برای چندین بار کتابت نمود.
همواره قابلیت های کارکردی عاملی مهم و درجه اول، در انگیزه و شکل گیری تحولات در خوش نویسی بوده است. اگرچه زیبایی بصری نیز بدون شک مورد نظر خطاطان قرار گرفته اما به ویژه امروزه، صنعت چاپ و گرافیک تأثیر شگرفی بر روند توسعه و تحولات خوش نویسی داشته است.
روند تحولات در خوش نویسی به شکل سنتی محدود نشد و هنرمندان خطاطی و نقاشی را با هم درآمیختند تا امکانات نوینی را تجربه کنند به این کار رفته رفته عنوان نقاشی – خط داده شد. شاید بتوان گفت مکتب سقاخانه خاستگاه اصلی زیباشناسی و نوآوری معاصر، در خوش نویسی خط به ویژه در پیش از انقلاب بوده است. رشد هنر گرافیک و گستردگی نیازهای نوین جامعه، پدید آمدن کامپیوتر به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای کار گرافیک و نشر رومیزی همه و همه چالش های جدید در پیش روی خوش نویسی معاصر هستند.
خط ناخنی گونه ای از خوش نویسی است که در آن به جای استفاده از جوهر و قلم، با فشردن کاغذ در بین دو ناخن انگشت میانی و شست، کاغذ را تغییر شکل می دهد و بدین ترتیب کلمات شکل می گیرند. گفتنی است این نوع خط بسیار بدیع است و گسترش چندانی ندارد. قطاعی که در آن خطوط را با ظرافت کامل بریده و بر زمینه ای دیگر می چسبانند.
طغری نوعی ترکیب بندی خاص از حروف است که معمولاً با خط ثلث انجام می شود و در گذشته به منظور امضاء استفاده می شده است. برگی از قرآن به خط اندلسی خوش نویسی را می توان شاخص ترین هنر در پهنه ی سرزمین های اسلامی دانست، و آن را به مثابه ی زبان هنری مشترک برای تمامی مسلمانان تلقی کرد.

تکامل و تبدیل خط به هنر خوش نویسی از جمله، ابداعات مسلمانان است و در قرآن مجید در آیات « ن، و القلم و ما یسطرون » و « الذی علّم بالقلم » به خط اشاره شده است.
برگی از قرآن به خط کوفی – ایران – قرن یازدهم پس از گسترش اسلام در سراسر شبه جزیره ی عربستان، ایران، ماوراء النهر، بخش هایی از هند، شمال آفریقا و اندلس، یا زبان عربی جایگزین زبان اقوام ساکن در این مناطق ( م مصر ) شد و یا دست کم خط عربی جای خطوط قدیمی را گرفت ( مانند ایران )، و بدین سان خطی واحد در تمام قلمرو اسلام پدیدار گردید. خط عربی که پیش از ظهور اسلام نگارشی ساده و کاربردی محدود داشت، به سرعت با خطوط دیگر در آمیخت و به کمال رسید. به دلیل محدودیت نسبی سایر هنرها هم چون نقاشی، مجسمه سازی، موسیقی، و حتی گاهی، حرام شمردن آن ها، هنر خوش نویسی ( خطاطی ) همواره و در کلیه ی کشورهای اسلامی، به عنوان والاترین هنر مورد توجه بوده است.
هنر اسلامی بسیار محدودتر از هنر مسیحی یا بودایی است که مشخصاً فرم هایی از هنر – اعم از مجسمه، نقاشی، موسیقی و یا رقص – را به کلیسا ( معابد ) می کشاند.
ثروت عکاشه محقق برجسته مصری می نویسد: « نقاشی دینی در دوره های نخستین اسلامی، از آن استقبال و تشویقی که نزد بوداییان و مسیحیان معمول بود، بهره ای نداشت. مساجد از تصاویر دینی خالی بود و از نقاشی برای آموزش های دینی و پرورش اعتقادات مذهبی، تا پیش از سده ۸ ه.ق / ۱۴ م استفاده نمی شد»
هر چند حرمت داشتن تصویرگری جانداران و انسان مورد قبول بخشی از مسلمانان بود، عمده ی مسلمین تصویرگری چهره پیامبر اسلام را مردود می شمردند؛ افزون بر منع تصویرسازی چهره پیامبر، مفهوم و تصویر ذهنی خداوند به صورتی که در آیین هندو و مسیحیت رایج است در اسلام مرسوم نبود. پیام بسیار مهم تر از پیامبر بود. بنابراین در مواردی که در تمدن بیزانس از تصاویر پیکرهای بهره گرفته اند، در جهان اسلام از فرم های غیر پیکرهای استفاده شده است. در غالب موارد کلمه و نوشتار نوعی حس فخر و شکوه به اماکن می دهد. به عنوان مثال می توان به تأثیر شکوهمند خوش نویسی در کتیبه های یک محراب، یا خطوط نگاشته شده بر روی سکه ها توجه کرد. از ویژگی های مهم هنر اسلامی برتری یافتن خوش نویسی و جایگزینی نسبی آن با نقاشی و پیکره سازی است. این همه به علاوه، دلایل اقلیمی، اجتماعی و فرهنگی و رقابت با تمدن های دیگر موجب شد تا هنرمندان و هنرپروران در سراسر سرزمین های اسلامی به هنر خوش نویسی توجه ویژه داشته باشند. از این رو ذوق زیبایی شناختی مردمان این سرزمین ها به ویژه ایرانیان در اوج قدرت و نهایت ظرافت در این هنر تجلی یافت و خوش نویسی همواره به مانند محوری در میان سایر هنرهای بصری ایفای نقش کرده است.
اعراب پیش از ظهور اسلام از شیوه معینی در نگارش پیروی نمی کردند. ذوق هنری هنرمندان در سرزمین های اسلامی و طی ادوار مختلف، شیوه ها یا قلم های مختلفی را به وجود آورد که با کمی شدت و حدت همواره در کنار یکدیگر کاربرد داشته اند و عمده ترین آن ها تا به امروز هم چنان متداولند. در صدر اسلام نیز زیبایی نویسی برای آنان امری ناشناخته بود. در قرون اولیه هجری، خطی به نام کوفی در تحریر قرآن معمول شد که متشکل از عناصر مدور، عمودی های کوتاه و افقی های کشیده بود. خط کوفی در جریان تحولاتش تا سده ی پنجم هجری صورت هندسی و تزیینی یافت؛ تا حدی ناخوانا شد و به روشی برای تزیینات و خوش نویسی بدل گشت.
۱۱سیر تحولات

قدیمی ترین نسخه ی قرآن به خط کوفی است و به علی بن ابی طالب منسوب است. پس از قرن پنجم هجری، خط کوفی تقریباً جای خود را به خط نسخ داد که حروف آن برخلاف حروف زاویه دار خط کوفی منحنی و قوس دار است. در اسپانیای مسلمان، خط عربسک به وجود آمد که حاصل تماس اندلس با مسیحیان غربی است.
خط عربی در آغاز در کلک ( قلم ) نسخ برگرفته از شیوه ی نگارش خط نبطی نوشته می شد. کلک کوفی نیز بر آن اضافه شد که در کوفه رایج شد و این همان کلکی است که دیوان سالاران، اصلاحات خود را بر آن اعمال کردند که به زودی در کلک ( قلم ) نسخ نیز انجام شد. سریانی های مقیم شام خط عربی را با چند قلم می نوشتند که از آن میان، کلک سطرنجیلی ویژه ی کتابت تورات و انجیل بوده است. کلک کوفی از کلک سطرنجیلی پدید آمد و هر دو قلم از هر جهت بهم می مانند. بعدها در دوران عباسیان، کلک های دیگری نیز برای این خط رواج یافت که شامل قلم جلیل، قلم سجلات، قلم دیباج، قلم اسطور مار بزرگ، ثلاثین، قلم زنبد، قلم مفتح، قلم حرم، قلم مد مرات، قلم عمود، قلم قصص و قلم حرفاج.
در زمان مأمون نویسندگی اهمیت پیدا کرد و نویسندگان در نیکو ساختن خط به پیکار پرداختند و چندین قلم دیگر به نام قلم مرصع، قلم نساخ، قلم رقاع، قلم غبارالحلیه، قلم ریاسی؛ و در نتیجه، خط کوفی به بیست شکل درآمد. ولی قلم نسخ، به همان شکل پیشین در میان مردم و برای تحریرات غیر رسمی معمول بود تا آن که ابن مقله خوش نویس نامی متوفی به سال ۳۲۸ با نبوغ خود قلم نسخ را به گونه نیکویی درآورد سپس به بازبینی زمان، خط نسخ فروعی پیدا کرد و به گونه کلی دو خط نسخ و کوفی در نوشتار عربی معمول گشت و هر کدام از آن شاخه هایی داشت.
۴۰۰px-Learning_Arabic_calligraphyخطوط شش گانه

در اوایل قرن چهارم سال ( ۳۱۰ ه.ق ) ابن مقله بیضاوی شیرازی خطوطی را به وجود آورد که به خطوط شش گانه ( اقلام سته ) معروف شدند. این اقلام توسط یاقوت مستعصمی از بین اقلام مختلف انتخاب شد؛ وی در زیبا کردن این خطوط ابتکاراتی به خرج داد و در واقع این خطوط توسط وی ظهور کرد. این اقلام که به « خطوط اصول » نیز مشهورند عبارتند از:
محقق، ریحان، ثلث، نسخ، رقاع، ‌توقیع.
وجه تمایز آن ها اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبت سطح و دور در هر کدام می باشد.
نمونه ای از خط کوفی اولیه ترکیب: کرسی، نسبت، ضعف، قوت، سطح، دور، صعود مجازی، نزول مجازی، اصول، صفا، شأن.
یک قرن بعد از ابن مقله، ابن بواب برای خط نسخ قواعدی تازه ایجاد کرد و این خط را کامل نمود در قرن هفتم جمال الدین یاقوت مستعصمی به این خط جان تازه ای بخشید و قرآن کریم را برای چندین بار کتابت نمود.
calligraphy2.persianblog.ir (14)خط تعلیق

اوایل قرن هفتم، خط تعلیق که ترسل نیز نامیده می شد از ترکیب خطوط نسخ و رقاع به وجود آمد و بیش تر به عنوان خط تحریر برای نوشتن نامه ها و فرمان های حکومتی به کار می رفته است. این خط حدود یک صد سال دوام داشت تعلیق و خواجه تاج سلمانی این خط را قانونمند کرد. که بعدها به وسیله خواجه عبدالحی منشی استرآبادی بدان قواعد و اصول بیش تری بخشیده شد. خط تعلیق دارای دوایر زیاد، حروف مدور و قابلیت بسیاری در ارایه ی ترکیب های متنوعی را دارد. به همین دلیل بیش تر در بین کسانی رواج داشته که از نظر سواد و میزان آشنایی با خط در سطح بالایی بوده اند. از این رو این خط به تدریج کاربرد خود را از دست داد. خط تعلیق را می توان نخستین خط کاملاً ایرانی دانست.

خطوط مختلف خوش نویسی اسلامی

برگی از قرآن به خط یاقوت مستعصمی خوش نویسی اسلامی انواع مختلفی از شیوه های گوناگون دارد که به آن ها کلک، خط و یا قلم می گویند؛ این قلم ها که در زمان ها و سرزمین های مختلف اسلامی رایج بوده، اغلب کم و بیش در کنار هم به حیات خود ادامه داده اند فقط در برحه ای از زمان یا مکان هایی خاص از اهمیتشان کاسته شده یا ارج و قربی ویژه یافته اند. مهم ترین این خطوط عبارتند از: کوفی، بنایی، نسخ، ثلث، محقق، ریحان، تعلیق، توقیع، اجازه، جلی دیوان، دیوانی جلی، دیوانی خفی، رقاع، رقع، مسلسل، سنبلی، آندلسی یا مغربی، سیاق، شجر، شکسته، نستعلیق، شکسته ی نستعلیق، معلی.

amirkhani

 نستعلیق

در ایران پس از فتح اسلام، خطاطی به شیوه ی نسخ وجود داشت. در زمان حکومت ایلخانیان، اوراق مذهّب کتاب ها نخستین بار با نقش های تزیینی زینت یافت. در زمان حکومت تیموریان در ایران، خط
و خوش نویسی به اوج کمال خود رسید. میرعلی با ترکیب خط نسخ و تعلیق، خط نستعلیق – که بنا به نظر اکثر کارشناسان خط یکی از پیچیده ترین و در عین حال ساده ترین و زیباترین خط هاست – را بنیان نهاد. مشهورترین خطاط قرآن در این دوره ی بایسنقر میرزا بود. آن چه که به عنوان شیوه ها یا قلم های خوش نویسی ایرانی شناخته می شود بیش تر برای نوشتن متون غیرمذهبی نظیر دیوان اشعار، قطعات ظریف هنری و ( برای مراسلات و مکاتبات اداری ) ابداع شده و به کار رفته است. این در حالی است که خط نزد اعراب و ترکان عثمانی بیش تر جنبه دینی و قدسی داشته است. هر چند آنان نیز برای امور منشی گری و غیرمذهبی قلم هایی را بیش تر به کار می برند، اما اوج هنرنمایی آنان – برخلاف خوش نویسان ایرانی – در خط ثلث و نسخ و کتابت قرآن و احادیث قابل رؤیت است.
در ایران نیز برای امور مذهبی مانند کتابت قرآن یا احادیث و روایات و هم چنین کتیبه نویسی مساجد و مدارس مذهبی بیش تر از خطوط ثلث و نسخ بهره می گرفتند که نزد اعراب رواج بیش تری دارد. هر چند ایرانیان در این قلم ها نیز شیوه هایی مجزا و مختص به خود آفریده اند.
خط تعلیق را می توان نخستین خط ایرانی دانست؛ خط تعلیق که ترسل نیز نامیده می شد از اوایل قرن هفتم پا به عرصه گذاشت و حدود یک صد سال دوام داشت تعلیق از ترکیب خطوط نسخ و رقاع به وجود آمد و کسی که این خط را قانونمند کرد خواجه تاج سلمانی بود. که بعدها به وسیله خواجه عبدالحی منشی استرآبادی بدان قواعد و اصول بیش تری بخشیده شد. پس از خط نستعلیق که نخستین خط شکل گرفته ایرانی بود. در قرن هشتم میر علی تبریزی ( ۸۵۰ ه.ق ) از ترکیب و ادغام دو خط نسخ و تعلیق خطی بنام نسختعلیق بوجود آورد که نام آن در اثر کثرت استعمال به نستعلیق تغییر پیدا کرد. این خط بسیار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظیمی در هنر خوش نویسی گردید. و بعدها در دوران شاه عباس صفوی به دست میرعماد حسنی به اوج زیبایی و کمال رسید.
خط نستعلیق علاوه بر خوش نویسانی که در حیطه ایران کنونی می زیستند. در خراسان بزرگ و کشورهای آسیای میانه، افغانستان و به ویژه خوش نویسان دربار گورکانیان در هندوستان که تعلق خاطر ویژه ای به فرهنگ ایرانی داشتند رشد و پیشرفت قابل توجهی کرد.
به طور کلی قرن های نهم تا یازدهم هجری را می توان قرن های درخشان در هنر خوش نویسی در ایران دانست. در اواسط قرن یازدهم سومین خط خالص ایرانی یعنی شکسته نستعلیق به دست مرتضی قلی خان شاملو حاکم هرات با تغییر دادن خط نستعلیق ابداع شد. علت پیدایش آن را می توان به سبب نیاز به تند نویسی و راحت نویسی در امور منشی گری و بیش از آن ذوق و خلاقیت ایرانی دانست.
همان طوری که بعد از پیدایش خط تعلیق، ایرانیان به خاطر سرعت در کتابت، شکسته تعلیق آن را نیز به وجود آوردند، درویش عبدالمجید طالقانی این خط را به کمال رساند.
در دوران قاجار خط، کاربرد اصلی خود یعنی کتابت را از دست داد. از یک سو با تأکید و توسعه سیاه مشق نویسی به سمت هنر ناب رفت و از دیگر سو با پدید آمدن روزنامه ها و چاپ سنگی خود را به هنرهای کاربردی نزدیک شد. در دوران پهلوی روند نیازهای مدرن تجاری و تبلیغی خط را از کنج کتابخانه ها و مجموعه های خصوصی به بستر اجتماع کشاند و جریانات هنری مدرنی شیوه هایی چون نقاشی خط را به وجود آوردند که کماکان مورد توجه محافل هنری جهان است.
در سال های پس از انقلاب اسلامی خوش نویسی با اقبال عمومی روبرو شد و انجمن خوش نویسان ایران که در سال ۱۳۲۹تشکیل شده بود نقش بارزی در رشد و توسعه کمی و کیفی این هنر به عهده گرفت.
نتیجه گیری

قرن های هفت، هشت و نه هجری قمری در تاریخ خوش نویسی ایران از دو منظر جایگاه بسیار ویژه ای دارد. منظر اول، اوج تکامل اقلام سته در همین قرن هاست و هم چنین، شکل گیری خطوط منسوب به ایران ( تعلیق و نستعلیق ). منظر دوم، انشا یا تدوین مبانی نظری خوش نویسی. البته نه مبانی شکلی، بلکه مبانی نظری و زیبایی شناسی خوش نویسی نیز در همین دوره ی انجام می پذیرد. آن چه فحول عرفان ایرانی – اسلامی در مبانی نظری عرفان، در همین قرون پدید آوردند، در شکل گیری مبانی نظری خوش نویسی و بلکه در دیگر هنرها مؤثر بود. رابطه ی عرفان و خوش نویسی از این زمان به صورت ارتباطی با نسبت روح و تن تعریف می شود؛ ظهور نهاله های فکری مهمی مانند مکتب ابن عربی، و پیدایش فرقه های عرفانی مسلک حروفیه، نقطویه، بکتاشیه و … و هم زمانی آن ها با پیدایش برخی از جریان های مهم هنری در این دوران، به عنوان مثال ظهور خط نستعلیق و … هم چنین، تأثیر و تأثر این جریان ها بر یکدیگر، انکارناپذیر بوده، در تحلیل زیبایی شناخت خوش نویسی و جایگاه فرهنگی آن تعیین کننده است.
قریب به هزار سال است که خطّ، وسیله هنر نمایش آنان بوده و پیوسته درصدد تکمیل و توسعه آن بوده اند و مدت هفت قرن، پیوسته خطوط ایرانی مسیر تکامل خود را طی کرده تا آن جا که در قرن دهم به حد اعتلای ترقی، زیبایی و شیوایی رسیده و صفا و شأن آن، زبانزد خاص و عام تاریخ هنر ایران زمین و جهان بوده است.
نژاد آریایی، سرزمینش مَهد و خاستگاه هنر بوده است. آن هم هنری در اوج زیبایی و ظرافت، تا آن جا که از دوران باستان تا به امروز، میعادگاه هدایت و معنویت و راهی برای انتقال فرهنگ اسلامی به سایر ملل نیز بوده است.
کلام پر ارزش بزرگان ادب پارسی و اشعار حکیمانه ی آنان همراه با مضامین عارفانه، سبب می گشت تا خوش نویسان با ارایه آن، هنر خویش را مضاعف سازند و جلوه ی این هنر مقدس را دو صد چندان نمایند، چرا که این هنر، اصیل ترین هنرهای اسلامی به شمار می آید؛ اولین بار کاتبان وحی زیباترین و بلیغ ترین کلام ها را که کلام خدای تعالی است، به آن زینت بخشیده اند. خطاطی و کاربردهای گوناگون آن که شامل کتیبه نگاری، خوش نویسی روی بوم، کاغذ، سفال و غیره بود در اشکال مختلف ظاهر گردیده و هنرمندان بزرگی هم چون علیرضا عباسی بر دور گنبد نیلگون شیخ لطف الله و سر درب و گنبد مسجد امام اصفهان، آیات کریمه ی قرآن را به خط ثلث بر کاشی لاجوردی نگاشته اند و نامشان جاودانه مانده است.
در دهه های بعد استادان بزرگ این سرزمین، زیباترین آثار و قطعات را به رشته ی تحریر درآوردند و نام نیکشان در کنار آثار دل انگیزشان، همواره زینت بخش موزه های جهان گردید.
استاد میر عماد الحسنی، عمادالکتاب سیفی، عبدالمجید درویش طالقانی، میرزا غلامرضا اصفهانی، سید علی اکبر گلستانه، عبدالرحیم افسر و دیگر هنرمندانی که در این مرز و بوم زیستند، طلیعه ای فرخنده و نمادین را که چشم اندازی موزون و معنی دار در فرآیند تلاش هایشان بود، به نمایش گذاردند و به جاست از استادانی هم چون: سلطان علی مشهدی، فتحعلی حجاب شیرازی، محمد صالح اصفهانی، علاء الدین تبریزی، خواجه اختیار منشی و سید کاظم واله، ذکری به میان آید که در زمان خویش نقش به سزایی را ایفا نموده اند.
تا این که هنرمند وارسته ی دیگری هم چون استاد محمدرضا کلهر، حرکتی نوین در سیر تکاملی خوش نویسی ایران آغاز نمود و زیبا گونه های جدیدی را در کنار گذشتگان در معرض دید علاقه مندان قرار داد و پس از آن استادان بنامی هم چون سید حسن و سید حسین میرخانی با استعانت از شیوه ی او، مهارت های دقیقی را به کار بسته و این گوهر گرانمایه را تا به امروز به نسل انقلاب سپردند. سرآمد خوش نویسان معاصر ایران، استاد غلامحسین امیرخانی، در راه اعتلای این هنر مقدس بسیار کوشیده اند و تلاش مضاعف بعضی از معاصرین، هم چون استاد کرمعلی شیرازی، اوج زیبایی نستعلیق را به علاقه مندان عرضه کرد که برای نسل حاضر بسیار حایز اهمیت می نماید و محققی بزرگ چون شادروان استاد حبیب اله فضایلی، که یادش همواره جاودان باد، بیش از نیم قرن در این راستا تلاش و کوشش نموده اند. بر کسی پوشیده نیست که در میان عرصه های هنر اسلامی، خوش نویسی از آن رو حایز اهمیت است که این هنر، در دامان قرآن کریم پا به عرصه ی وجود نهاده است، چنان که معنویت سرچشمه ی زلال وحی در تمام مراحل خوش نویسی اسلامی حضوری جاودانه دارد. به همین دلیل این هنر مقدس رابطه ای نزدیک با تهذیب نفس، طهارت روح و جاودانگی وجدان خوش نویس دارد و به مخاطب خویش این اجازه را می دهد که حجاب صورت را کنار زده و بطون کلمات الهی و معارف قرآنی و عرفان اسلامی را مشاهده و درک نماید. خط نستعلیق که عروس خطوط نام گرفته، و شکسته ی نستعلیق که به عنوان خط تحریری ایران به کار می رفته است و امروزه به زیباترین شکل ممکن، توسط بزرگ استاد خط شکسته، یداله کابلی خوانساری، به علاقه مندان عرضه می گردد.
خط ثلث که ویژه نگاشتن کتیبه بر سر درب مساجد، تکایا و حسینیه ها و بعضاً نگارش بخش هایی
از قرآن کریم بوده است. خط نسخ که مخصوص نگارش قرآن کریم بوده و هست و در میان اکثر ملل مسلمان رایج است.
خط رقعه که خط تحریری زبان عرب به شمار می آید، در کنار خط دیوانی که مخصوص نگاشتن عنوان ها، سرفصل ها و مقدمه ها در کشورهای عربی است. خط کوفی که انواع و اقسام آن به بیش از صد نوع می رسد و مادر خطوط نام گرفته و اقسام شش گانه ی: ثلث، نسخ، محقق، ریحان، رقاع و توقیع از آن استخراج می گردد.

0

دیدگاهی نیست

دیدگاهی بنویسید

یک × 3 =