ابراهیم رزاقی: دلار ارزان کمر تولیدکننده داخلی را شکسته است

ابراهیم رزاقی: دلار ارزان کمر تولیدکننده داخلی را شکسته است

استاد دانشگاه: دلار ارزان کمر تولیدکننده داخلی را شکسته است. در کشور ما مواردی مانند جلوگیری از خام‌فروشی و شفاف‌سازی مالیاتی‌ رعایت نمی‌شود، ما مواد اولیه را خام می‌فروشیم و دلار‌های آن را به واردات اختصاص می‌دهیم و آن هم به‌قیمت ارزان، که آفتی برای تولید داخل محسوب می‌شود.

66
0
اشتراک
ابراهیم رزاقی
ابراهیم رزاقی

 

 

به گزارش خبرگزاری سنگ ایران به نقل از تسنیم، ابراهیم رزاقی استاد دانشگاه و اقتصاد دان اظهار داشت: از زمان آقای رفسنجانی تا الآن در زمینه اقتصادی در کشور خیانت شده است. علم عبارت است از چیزی که با واقعیت تطبیق داشته باشد، زمانی که قرار است از صادرات نفت بی‌نیاز باشیم، زمانی که قرار بود طی چند سال گذشته میزان وابستگی به نفت کاهش یابد، این‌گونه نشد، باید این مسیر را رها می‌کردیم. اینکه مسیر اشتباه از سوی مسئولان طی شد باید مورد بررسی قرار گیرد.

اسلامی که باید اجرا شود اسلام کاخ‌نشینان است یا اسلام کوخ‌نشینان؟ امیرالمؤمنین(ع) موضوعات اقتصادی را مطرح کردند. انقلابی بودن اسلام کوخ‌نشینان است. آقای روحانی حرف‌هایی می‌زند که از سایرین بدتر است. فجایع اقتصادی فعلی نیازمند دانش اقتصادی نیست.

در حال حاضر اگر بیکاری پنهان را محاسبه کنیم تعداد بیکاران بسیار زیادتر از آمار اعلامی است. برخی آمارها روایت از ۱۵ میلیون بیکاری در کشور و برخی دیگر بیان می‌کنند حدود ۲۰ میلیون بیکار داریم. آقای روحانی اخیراً‌ اعلام کرده‌اند که ایجاد شغل وظیفه بخش خصوصی است، اما در زمان ناصرالدین شاه هم چنین کارهایی نکردند.

من امید به بهبود اقتصاد با وجود انتخابات ریاست جمهوری و مجلس ندارم، چرا که عوامل آمریکایی دخالت می‌کنند. آمریکایی‌ها برای انقلاب‌های رنگی روی طبقه متوسط تمرکز می‌کنند، اما در مورد ایران مشاهده کردند که در سال ۸۸ مؤثر نبوده است. آمریکایی‌ها در سال ۸۸ به‌روی طبقه متوسط تمرکز کردند اما به این نتیجه رسیدند بعد از ورود آنها مردم معمولی در برابرشان مقاومت می‌کنند و نظام جمهوری اسلامی را نمی‌توان ساقط کرد.

در حال حاضر تعداد زیادی از روستاها خالی از سکنه است. این مردم یاران انقلاب هستند. با شرایط فعلی روند نارضایتی در طبقات پایین ادامه‌دار است. نمایندگان و رئیس جمهور قانون اساسی را در راستای رونق اقتصاد و اشتغال به کار نگرفته‌اند. به‌عکس آمریکایی‌ها در حال حاضر همه جا حضور دارند.

همچنان تولیدات خارج کشور وارد می‌شود و دلار ارزان در کشور وجود دارد، دولت تنها صحبت می‌کند. دولت سال گذشته ۷۰ میلیارد دلار هزینه برای واردات داشت.

اقتصاد امنیت را تحت تأثیر قرار خواهد داد، همان‌طور که در کشور امنیت به بهترین شکل برجاست، باید گوشه چشمی به اقتصاد داشته باشند، نمایندگان متعهد باید در مجلس بروند و دولت را استیضاح کنند و گروهی از دولتمردان استیضاح شوند. زمانی که دولت و نماینده‌ای خلاف منافع ملت حرکت می‌کنند باید استیضاح شود.

سرمایه‌داری بیان می‌کند اشتغال فعالیتی است که در برابر مزد و حقوق، سود و… پرداخت می‌شود. اما آرام آرام تغییراتی در کشور ایجاد می‌شود. انسان به‌خاطر مزد،‌ سود و درآمد کار می‌کند. آیا اشتغال این است؟ فعالیت در یک حالت این است که خود را به سود و درآمد می‌فروشد، اما در بخشی دیگر این است که کارگر کار خود را نمی‌فروشد. تولید صنایع دستی در ایران جاذبه دارد.

برای این دسته از افراد که نگاهشان به کار معنوی است، کار کردن اگر به‌نیت کسب درآمد باشد رنج‌آور است. اما مسئله اینجاست: با توجه به ویژگی ذاتی انسان،کدام نوع کار مخصوص انسان است؟

انسان نمی‌تواند بیکار باشد. قدیمی‌ها بیان می‌کنند که «بیگاری» بهتر از «بیکاری» است. فرد بیکار علاوه بر از دست دادن مهارت‌های شغلی مهارت‌های زندگی را هم از دست می‌دهد، در صورتی که اگر رایگان هم کار کند، مهارت‌های زندگی برایش باقی می‌ماند. ولی سرمایه داری انسان را یک فرد سودجو می‌داند.

واقعیت این است که انسان یک قطب خدایی و یک قطب اهریمنی دارد. اگر انسان از خود مراقبت نکند به‌سمت زاویه‌های شیطانی می‌رود. سرمایه داری بیان می‌کند «به‌دنبال منفعت خود به‌دور از محدودیت به‌دنبال قانون بروید.»، منظور از محدودیت‌ها منافع ملی و خانواده است.

در قانون اساسی ما بیان شده است که اقتصاد وسیله است. زمانی که وسیله است در یک چارچوب عمل می‌کند. اگر نگاه قانون اساسی به اقتصاد غیر از وسیله بود به‌معنی عدم پذیرش دین بود. ولی این مسائل از نگاه مسئولین پذیرفته شده نیست، چرا که نگاه مسئولین به مسئله اقتصاد نگاه سرمایه داری لیبرال است.

این نگاه برای برخی کشورها مؤثر است ولی برای کشوری مانند ایران مؤثر نیست. کشورهای غربی به ما می‌گویند «افراد را در مباحث اقتصادی آزاد بگذارید و دخالت نکنید». اکنون این سؤال مطرح است: به‌راستی غربی‌ها در حمایت کشورشان از اقتصادشان حمایت نمی‌کنند؟ اگر چنین بود که تاکنون باید تمام اجناس چینی و هندی بازارهای آمریکا را تصرف می‌کرد.

تولیدکننده داخلی در حال نابودی است، کشور آمریکا به‌صورت مستقیم به تولیدکنندگان خود و کشاورزان‌ یارانه اختصاص می‌دهد، سالانه ۱۰۰ میلیارد دلار یارانه در آمریکا به کشاورزان اختصاص می‌یابد و همچنین تولیدکنندگان صنعت به‌شکل‌های مختلف حمایت می‌شوند.

وقتی واردات فولاد از چین موجب بروز بحران برای تولیدکننده آمریکا شد،‌ ۲۵۰ درصد تعرفه گمرکی به واردات این قلم کالا اختصاص داد که امکان ورود نداشته باشد و در واقع دولت‌ها در همه جا از تولید ملی حمایت می‌کنند.

این رشد تولید داخلی نیازمند مواد خام اولیه، نفت، گاز و از این قبیل است‌ بنابراین کشوری مثل آمریکا سیاستی اتخاذ می‌کند که کشورهای دنیا خام‌فروش باشند نظیر ما که نفت، مواد اولیه پتروشیمی و معدنی را به‌صورت خام می‌فروشیم ضمن آنکه آمریکا سیاستی را اتخاذ کرده است که تا جایی که امکان دارد‌ کشورها صنعتی نشوند و فقط تولید آمریکا را بخرند.

آقای روحانی اخیراً اعلام کرده وظیفه دولت ایجاد شغل، راه و… نیست، این در حالی است که بخش خصوصی سرمایه‌ای ندارد که بخواهد اقدام به کار تولیدی کند. در سرمایه داری لیبرال درآمد دولت از دریافت مالیات است، این موضوع یعنی کسب درآمد از طریق تمرکز سرمایه، این موضوع در قانون اساسی ما ممنوع است.

هیچ دولت‌ سرمایه‌داری، درآمد خود را از خام‌فروشی به دست نمی‌آورد بلکه درآمد از مالیات‌ها حاصل می‌شود که با دو هدف انجام می‌شود؛ اول تأمین درآمد برای هزینه‌های دولت از محل مالیات خواهد بود ضمن اینکه‌ دولت‌ها با اخذ مالیات در فعالیت‌های غیرتولیدی، چون سود بالاتری از فعالیت تولیدی دارند، شرایطی را به وجود می‌آورند که سرمایه‌ها به‌سمت تولید حرکت کند.

اما مالیات در کشور ما از حقوق بگیران و مصرف دریافت می‌شود. آمریکایی‌ها از فعالیت‌های غیرتولیدی مالیات دریافت می‌کنند، اما ایران چنین نیست. سود فعالیت‌های غیرتولیدی به‌حدی زیاد است که در ایران اگر به‌طور مثال سود تولید ۵درصد است، سود فعالیت‌های غیرتولیدی ۳۰۰ درصد است. امروز تمام سود در کشور ما متعلق به فعالیت‌های دلالی و غیرتولیدی است که این موضوع یک آسیب جدی برای کشور تلقی می‌شود.

تمام کشورهای اروپایی از تمام فعالیت‌های غیرتولیدی مالیات دریافت می‌کنند. هدف آنها از این کار این است که مردم برای حضور در فعالیت‌های تولیدی ترغیب شوند. به تولید کنندگان صنعتی انواع کمک‌ها را می‌کنند، اما این موضوع در ایران به‌عکس است حتی اقتصاد لیبرال آمریکایی هم در کشور اجرا نمی‌شود.

در سیاست‌های لیبرالی سرمایه‌داری هرکس به‌دنبال سود خود می‌رود و این سیاست در کشور ما نیز امروز اجرا می‌شود و اغلب به‌دنبال فعالیت‌هایی هستند که سود ۱۰۰درصدی دارد نه سود ۱۰ تا ۲۰درصدی.

قبل از سرمایه‌داری کشورها تولید را با دست انجام می‌دادند و همین باعث ایجاد اشتغال برای بخش‌های مختلف می‌شد. منابع محلی نیز برای ارتزاق مردم مصرف می‌شد، حتی در زمان ارباب و رعیتی نیز این موضوع ادامه داشت.

اما زمانی که ماشین به وجود آمد، ابزارهایی به وجود آمد که ارتباطی به زندگی انسان نداشت و جای انسان صنعت را پیش می‌برد. دستگاه‌ها می‌توانستند به‌صورت مداوم کار کنند و همین شرایط سبب آغاز فقر و بیکاری در کشورها شد. اما اگر کشوری بخواهد به‌روش قدیم کار کند، یعنی هم تولید کند و هم مصرف کند، در مواد اولیه بلاتکلیف می‌ماند.

کشورهای صنعتی زمانی که تولید می‌کنند، تولیدات خود را به کشورهای دیگر صادر می‌کنند چرا که برای کشور خودشان مازاد است. زمانی که کشورهای اطراف تحت تأثیر کالای وارداتی قرار می‌گیرند ناخواسته در دام بیکاری افتاده‌اند. علاوه بر این زمانی که کشورهای دیگر را مجبور به خرید کالای خود می‌کنند استقلال آنها را از بین می‌برند و آنها را وادار می‌کنند مواد اولیه خود را خام یا نیمه‌خام به فروش برسانند و مواد مورد نیاز خود را از خارج وارد کنند.

بنابراین دو نوع کشورهای صنعتی و ماشینی و کشورهای تولید کننده مواد خام فقیر به وجود می‌آید، فقیر از آن جهت که زمانی که مواد خام صادر می‌شود در چرخه تولید ارزش افزوده زیادی تولید نمی‌کند. در حوزه کار نیز دو گونه کشور ایجاد می‌شود؛ کشورهای صنعتی و کشورهای وابسته به مواد اولیه‌ای که می‌فروشند و کالا وارد می‌کنند. این مسائل پس از انقلاب تشدید شد.

ایران در دوران پس از انقلاب استقلال سیاسی کامل داشته اما به‌گونه‌ای رشد یافته که خط اقتصادی آمریکایی در کشور توسعه یافته است، چرا؟ چون منافع مسئولان در اولویت بوده است. ایرانی‌ها به واردات وابسته هستند. در ابتدای انقلاب ۴۰۰ هزار واسطه در کشور وجود داشت اکنون ۴میلیون واسطه وجود دارد.

مجموعاً‌ باید بگوییم در شرایطی هستیم که بی‌تفاوت به قانون اساسی و اندیشه‌های رهبری هستیم، یعنی یک جور مقاومت در برابر قانون اساسی و اندیشه‌های امام خمینی در اموراتمان به چشم می‌خورد، در چنین اقتصادی فقرا دیده نمی‌شوند. در کشور همه انسان‌ها دو دسته هستند؛ یا از رفاه برخوردارند و دچار مشکل نیستند یا بی‌تفاوت نسبت به ضعیفان هستند.

یکی از دلایلی که امام خمینی برای دنیا یک الگوی اخلاق‌مداری است این است که پشت و پناه کوخ‌نشینان هستند نه کاخ‌نشینان. هیچ کدام از قطبهای دنیا موفق به اجرای عدالت به‌شیوه شیعیان نشده‌اند.

متأسفانه با واردات بی‌رویه در کنار دلار ارزان، مهاجرت روستاها به شهر گسترش یافته است. در اصل ۴۳ قانون اساسی آمده است دولت موظف است برای تمام مردم ایران خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت، تحصیل و… فراهم کند. در کنار آن اصل ۴۴ بیان می‌کند اقتصاد نظام جمهوری اسلامی ایران خصوصی، تعاونی و دولتی است. بخش دولتی نباید به‌صورت کارفرمای مطلق باشد، نباید سرمایه داری هم باشد، نباید اقتصاد سوسیالیستی در کشور اجرا شود. بخش خصوصی در ایران مکمل بخش دولتی و تعاونی است.

اگر انسان حداکثر سود را طلب کند و انباشت سرمایه و تکاثر ایجاد کند خدا را قبول ندارد، باید به حداقل سود قانع باشد. دولت هیچ اقدامی نکرده است و اگر اقدامی هم شده است، علیه تولید داخلی بوده است. اوج این اقدامات در دولت روحانی بوده است و حدود ۸۰۰ هزار نفر بیکار شده‌اند، یعنی در دولت روحانی نه‌تنها شغل ایجاد نشده بلکه اشتغال موجود از بین رفته است.

۲۰۰ میلیارد دلار واردات داشته‌ایم که باید ۲۰ میلیون شغل ایجاد می‌شد، طبق ضوابط سازمان ملل متحد هر ۱۰هزار دلار هزینه ایجاد یک شغل پایدار است. نه‌تنها باید ۲۰میلیون شغل ایجاد می‌شد بلکه حدود ۸۰۰هزار شغل را از دست داده‌ایم، بنابراین از نظر اعتقادات، جهان‌بینی شعار بیکاری ممنوع حتی یک نفر را در قانون اساسی و اندیشه‌های امام خمینی داریم.

رسیدن به نقطه مطلوب وظیفه مسئولان است چرا که مردم از جریان بی‌خبرند. اگر در زمان جنگ همه بسیج شدند به‌دلیل این بود که از ماجراهای سیاسی خبر داشتند. در حال حاضر بهترین شکل برای بهبود وضعیت اشتغال در شرایط فعلی توجه به اقتصاد مقاومتی است.

دلار ارزان کمر تولیدکننده داخلی را شکسته است. در کشور ما مواردی مانند جلوگیری از خام‌فروشی و شفاف‌سازی مالیاتی‌ رعایت نمی‌شود، ما مواد اولیه را خام می‌فروشیم و دلار‌های آن را به واردات اختصاص می‌دهیم و آن هم به‌قیمت ارزان، که آفتی برای تولید داخل محسوب می‌شود.

نه‌تنها از تولیدکننده داخلی حمایت نمی‌کنیم بلکه واردات ارزان‌قیمت هم داریم بنابراین تولیدکننده هم از تولید صرف‌نظر کرده و واردکننده می‌شود ضمن آنکه از کسانی که سرمایه‌های بالا دارند و در تولید هزینه نمی‌کنند، مالیات نمی‌گیریم.

حتی اگر به‌معنای واقعی می‌خواستیم سیاست اقتصادی لیبرالی آمریکایی را پیاده کنیم، دولت‌های ما نباید این‌گونه عمل می‌کردند. دولت تمایل خاصی به آمریکا و تئوری آمریکایی دارد ضمن آنکه با این وضع در کشور مشاهده می‌شود که انگار دولت مخالف استقلال اقتصادی ایران و مخالف انقلابی‌گری ایران است.

در این دولت کسانی که این اعتقادات را دارند ‌‌تقویت می‌شوند ضمن آنکه سرمایه‌داران تشویق می‌شوند و به همین دلیل از آنها مالیات اخذ نمی‌شود. نتیجه چنین وضعی خلاف مسیر قانون اساسی حرکت کردن است، این می‌شود که به‌خلاف اصول قانون اساسی مبنی بر اینکه تأمین مسکن، کار، خوراک، پوشاک، بیمه، درمان و بهداشت به‌عهده دولت است، این قانون اجرا نمی‌شود ضمن آنکه باید هر فرد با یک نوع کار کردن، درآمد خود را حاصل کند.

امروزه فقط ۳۲ درصد جمعیت کشور شاغل هستند. حدود ۶ میلیون نفر در ایران اجاره‌نشین هستند که بسیاری از آنها نیمی از درآمد خود را به اجاره‌خانه اختصاص می‌دهند ضمن آنکه براساس آمار رسمی ۶٫۵ میلیون بیکار داریم و در واقع ۳۲ درصد جمعیت کار کشور شاغل هستند، البته این میزان اشتغال هم به همان روش آمریکایی محاسبه می‌شود یعنی در آخرین آمارگیری، اگر کسی در هفته آخر یک ساعت هم کار کرده باشد شاغل محسوب می‌شود و این بی‌معنی است.

امروز ۱۵ تا ۲۰ میلیون از جمعیت کار کشور بیکار هستند اما دولت به‌شکل‌های مختلف این رقم بیکاری را می‌پوشاند، از سوی دیگر شاغلان هم به‌دلیل میزان درآمد کم، مجبور هستند در دو یا چند شغل فعالیت کنند و این دو جا کار کردن یعنی کاهش بهره‌وری فرد.

شاغلان ما هم به‌معنای واقعی شاغل نیستند ضمن آنکه در شغل‌های موجود تولیدکنندگان هم بیشتر به مونتاژ روی آورده‌اند یعنی مواد اولیه ماشین‌آلات وارد می‌شود و اینجا فقط سرهم‌بندی می‌کنیم. حتی گوشت و شیری را هم که تولید می‌کنیم کاملاً تولید داخل نیست زیرا علوفه را از خارج وارد می‌کنیم، مرغ و روغن را از خارج وارد می‌کنیم و همه مواد اولیه روغن را از خارج تهیه می‌کنیم و این فضای مناسبی برای کسب و کار نیست.

زمانی که رئیس جمهور اعلام می‌کند «اشتغال وظیفه ما نیست» یعنی قانون اساسی را قبول ندارد در حالی که وی با توجه به همین قانون اساسی رئیس جمهور شده است. مقام معظم رهبری تأکید بسیاری بر استقلال همه‌جانبه دارند. در این سال‌ها نه‌تنها به‌سمت استقلال بیشتر نرفته‌ایم بلکه استقلال کمتری در اقتصاد داریم و اشتغال در ۳ سال گذشته متوقف شده است.

دولت نسبت به اشتغالزایی بی‌توجه است، در کنار آن نمایندگان مجلس وقتی متوجه چنین فاجعه‌ای در کشور می‌شوند باید دولت را استیضاح کنند در حالی که این کار انجام نمی‌شود.

مقام معظم رهبری نسبت به بیکاری جوانان ابراز شرمندگی دارند. اکنون روستاها خالی از سکنه و امکانات شده‌اند و همه به حاشیه‌ شهرها هجوم آورده‌اند و بیکاری هم در کشور موج می‌زند و تعجب می‌کنیم چرا مسئولان با این آمار و ارقام به فکر نمی‌افتند، البته به نظر می‌رسد چون به فکر سرمایه‌داری لیبرال هستند کاری هم به اقشار ضعیف و متوسط ندارند در حالی که به‌عنوان مسئول جمهوری اسلامی ایران سوگند یاد کردند از منافع ملت دفاع کنند، به نظر می‌آید علاوه بر تمایل شدید دولت به اقتصاد لیبرال آمریکایی، مسئولان آثار بحران‌زای بیکاری در کشور را جدی نمی‌گیرند.

در حال حاضر ۷۰ درصد مزدبگیران زیر خط فقر هستند، ضمن آنکه ۱۱ میلیون جوان داریم که به‌علت مشکلات اقتصادی قادر به ازدواج نیستند و اگر هم شاغل باشند این حقوق تنها کفاف زندگی تک‌نفره و اجاره‌نشینی آنها را می‌دهد.

در ایران تنها ۲۵درصد درآمد دولت از مالیات تأمین می‌شود. بقیه درآمد دولت حاصل از خام‌فروشی و صادرات مواد اولیه خام نظیر نفت خام، مواد پتروشیمی و مواد معدنی به‌صورت خام است. رکود اقتصادی فعلی به اقشار متوسط و ضعیف جامعه فشار وارد کرده است، دولت باید اعلام کند که برنامه مشخص اقتصادی دارد یا خیر؛ البته بسیاری معتقد هستند دولت برنامه‌ریزی اقتصادی ندارد، اخیراً هم رئیس جمهور اعلام کرد برنامه دولت جاده‌سازی، بندرسازی، ریل‌سازی، ساخت مسکن و اشتغال نیست و باید این اهداف از سوی بخش خصوصی محقق شود.

کاملاً مشخص است‌ نظریه‌ سیاست‌‌های تعدیل اقتصادی که هاشمی رفسنجانی در سال‌های گذشته بر آن اعتقاد داشت‌ در دوره روحانی نیز در حال اجرا شدن است ضمن آنکه دولت احساس مسئولیتی در قبال مشکلات اقتصادی ندارد و حتی این سیاست‌های گذشته را امروز در قالبی گسترده‌تر اجرا می‌کند.

یکی از مشکلات امروز اقتصادی این است که نرخ دلار مواد خامی که صادر می‌شود نسبت به تورم داخلی ارزان تعیین می‌شود؛ دلار ارزان شرایطی به وجود می‌آورد که هر کالایی از خارج وارد شود تولیدکننده داخلی نمی‌تواند با آن مقابله کند. این داستان از سال‌های خیلی گذشته آغاز شد و دلار به ۸۰۰ تومان و سپس ۱۰۰۰ تومان رسیده و امروز به ۳۰۰۰ تومان رسیده است و هیچ‌گاه دولت‌ها نرخ دلار را براساس تورم داخلی محاسبه نکرده‌اند.

دولت مدعی است بازار باید نرخ‌ دلار را تعیین کند؛ کدام بازار؟ فروشنده اصلی دلار دولت است و هیچ‌کس دلار به دولت نمی‌فروشد چون دولت بسیار ارزان می‌خرد و البته خودش هم ارزان تهیه کرده است؛ در کشور چین دلار به‌قدری گران قیمت‌گذاری می‌شود که برای هیچ واردکننده‌ای ارزش ندارد دلار حاصل از صادرات را صرف واردات کند.

دلار به‌قدری در کشور ما ارزان است که هر کس دلار را به دست می‌آورد (عموماً‌ از طریق خرید از بانک‌ها) آن را صرف واردات می‌کنند و در این بین، دلال و واردکننده از محل واردات یک دلار کالا، حدود ۶ هزار تومان سود اخذ می‌کند چون قیمت واقعی امروز دلار در کشور باید ۹ هزار تومان باشد و هر کسی که با این دلار واردات انجام دهد در واقع ۶ هزار تومان یارانه می‌گیرد حتی آن گردشگری هم که این دلار را صرف گردشگری در خارج می‌کند یارانه می‌گیرد.

در این فضا دولت علاوه بر اینکه خام‌فروشی را در دستور کار قرار داده است دلار را ارزان تهیه کرده است که هر دو ضد تولید داخل است. دلار باید توسط دولت گران فروخته شود، دلار باید وسیله‌ گران‌بهایی تلقی شود به‌خصوص در شرایطی که نفت در هر بشکه ۱۰۰ دلار به حدود ۳۰ دلار رسیده است. دولت باید برای دلار‌هایی که حاصل می‌کند برنامه‌ریزی دقیق داشته باشد، باید یارانه به تولیدکننده اختصاص داده شود تا کالایی که در داخل تولید می‌شود بتواند با مشابه خارجی خود رقابت کند. در حال حاضر ۶۰ درصد خوراک مردم وارداتی است. باید واردات محصولات غیراساسی با دلار ۹ هزار تومان باشد، البته با مسئولانی که سال‌ها کشور ایران را این‌گونه اداره کرده‌اند نمی‌توان استقلال اقتصادی ایجاد کرد چون نظارت منفی می‌کنند.

متأُسفانه بانک‌ها فاسد شده‌اند و در خدمت تولید نیستند، بانک‌ها در خدمت دلالی و واردات و در خدمت فضاهایی هستند که ربطی به دولت ندارد و برای تولیدکننده هم صرف ندارد تسهیلات با نرخ ۳۰ درصد بگیرد.

در شرایط فعلی برای نجات اقتصاد باید روحیه انقلابی‌گری و تخصص کنار هم به‌صورت همزمان وجود داشته باشد، دولت باید از مردم کمک بگیرد و اطلاعات از آنها حاصل کند، باید منافع ملی را به مردم بشناسانیم، منافع ما در این است که کالای خارجی مصرف نکنیم و کالای خارجی از سوی دولت گران شود، ضمن آنکه بانک‌ها سود کلان از مردم نگیرند.

باید امکانات در اختیار تولیدکنندگانی قرار بگیرد که به سود کم قانع هستند؛ باید در خصوصی‌سازی‌ها به‌نحو احسن عمل کرد، باید مطالبه از دولت سازمان‌یافته و قوی انجام شود؛ جذب سرمایه‌گذار خارجی هم به اعتبار و عزت ما ضربه می‌زند و نباید اجازه داد اقتصاد لیبرالی در کشور رشد کند.

0

دیدگاهی نیست

دیدگاهی بنویسید

چهار × 4 =