ابراهیم رزاقی: دلار ارزان ریشه قاچاق است

ابراهیم رزاقی: دلار ارزان ریشه قاچاق است

استاد دانشگاه و کارشناس اقتصاد: من فکر می کنم کلیدی ترین عامل رشد قاچاق در ایران دلار ارزان است. به این دلیل که اگر ما الان تغییرات دلار را با تغییرات ریال مقایسه کنیم، دلار باید یک چیزی ما بین 12 تا 13 هزار تومان باشد؛ در صورتی که ما الان یک دلار را سه هزار و پانصد تومان می فروشیم.

42
0
اشتراک
ابراهیم رزاقی
ابراهیم رزاقی

به گزارش خبرگزاری سنگ ایران، دکتر ابراهیم رزاقی اقتصاد دان و استاد دانشگاه در مصاحبه ای که با خبرگزاری تسنیم انجام داده است چنین می گوید: من فکر می کنم کلیدی ترین عامل رشد قاچاق در ایران دلار ارزان است. به این دلیل که اگر ما الان تغییرات دلار را با تغییرات ریال مقایسه کنیم، دلار باید یک چیزی ما بین ۱۲ تا ۱۳ هزار تومان باشد؛ در صورتی که ما الان یک دلار را سه هزار و پانصد تومان می فروشیم. عموما همینطور بوده، قبل از انقلاب هم همینطور بوده و این داستان همچنان ادامه دارد.

البته رابطه ریال به دلار تغییر پیدا کرده؛ یک زمانی دلار هفت تومان بوده چند سال پیش هزار تومان و الان شده سه هزارو پانصد تومان؛ ولی به دلیل تورم داخلی بالا مرتبا این فاصله، با توجه به اینکه ما قیمت آن را بالا بردیم، باز هم فاصله زیاد شده یعنی الان برای هر کسی که دلار داشته باشد ۲۰۰ درصد سود دارد و این سوال را باید با توجه به همین مساله توجه کرد که چرا الان همگی خریدار دلار هستند؟ اگر این سودآوری نداشته باشد یا اینکه فرد بخواهد ثروتتش را به خارج منتقل کند ما تشویقش کنیم که منتقل کند و به جای یک دلار سه دلار به او می دهیم، قبلا هم همینطور بوده. این بحث کنونی است ولی این یک شرایطی بوجود می آورد و این شرایط اینطور است که گروهی وارد کننده برای اینکه از این دویست درصد سود برخوردار شوند ،کالا وارد می کنند.

و بحث هم بحث سود بری است و حداکثر سود کسب کردن؛ اخلاق، منافع ملی و منافع نظام مطرح نیست که اگر مطرح بود اینطور رفتار نمی کردند و نتیجه این می شود که دلاری که ارزان می دهیم عملا به نفع وارد کنندگان و ازجمله قاچاقچیان می شود و حجم این دلار هم می تواند متناسب با دلاری که در اختیار می گذاریم بالا رود و نکته ای هم که خیلی مهم است این است که هیچ کس  فروشنده دلار و ارز به بانک مرکزی نیست بلکه همه خریدار هستند و آنوقت نتیجه این می شود که ما عملا به کشورهای صادر کننده به ایران یارانه می دهیم بضی از مراکز رسمی وارد می شود، بعضی از مناطق آزاد تجاری یا در واقع مناطق خاص؛ برخی هم همراه مسافر و به شکلهای مختلف.

در ابعاد انبوه وارد می شود؛ وقتی حجم قاچاق تا این حد زیاد است این نشان می دهد که صرفا نظارت کم یا مافیایی که اداره می کند نیست بلکه همه موارد مثل نظارت کم، مافیایی که اداره می کند، فساد در گمرکات و در مراکز آزاد تجاری؛ یعنی مجموعه این عوامل دخالت دارند و بعد هم مصف کنندگانی که به این کالاها عادت کرده اند و بعضی وقتها مصرف این کالاهای قاچاق را حیثیت می دانند. کالاهایی که ممنوع کردیم یا تعرفه اش را بالا بردیم سودش بیشتر از این ۲۰۰ درصد می شود ماننند مواد الکلی، مواد مخدر یا مثلا کالاهایی که تعرفه ی بالایی دارد با کالاهایی که تعرفه پایینی دارد، مخفی می آورند و گمرک می گوید دیگر اینها را ما نمی توانیم کنترل کنیم.

در واقع امکان کنترل فیزیکی، امکانات بیشتری می خواهد؛ برای مثال وقتی امروز سه هزار کانتیر وارد می شود با زمانی که سیصد کانتیر وارد می شود کاملا متفاوت است. می گویند ما با این دستگاههایمان توان کنترل دویست کانتیر را داریم حالا اگر چهار هزار کانتیر وارد شد چه می شود؟ نمی توان کنترل کرد. این هم یک عامل است. عامل بعد خریداران هستند؛ خریداران چه کسانی هستند؟ غیر از خریداران مواد مخدر، کالاهای معمولی قاچاق را افراد عادی به جای کالای تولید داخل می خرند ولی آن کالایی که معمولی نیست و ممنوع است و تعرفه بالایی دارد بیشتر مربوط به افراد در طبقات بالا و درآمد بالاست. وقتی فضا این طور شد بحثی پیش می آید که در آن عامل اصلی دلار ارزان است و یک شبکه ای که از این دلار ارزان برای واردات استفاده می کنند و سود زیادی به جیب می زنند.

مثلا کالاهایی وارد می کند که تعرفه بالایی دارد و سود بیشتری دارند یا از مراکز خاصی وارد می کنند که هزینه زیادی باید پرداخت کند ولی چون سود دارد می تواند اینکار را انجام دهد و عوضش تعرفه گمرکی نمی دهد که می گوییم قاچاق؛ یعنی به نظر می آید برخلاف انچه مسئولین می گویند این کالای قاچاق از مراکزی می آید که کنترل ندارد و از گمرکات عبور نمی کند، خیر اینطور نیست و همه جا گمرکات هست و خیلی از این کالاها همراه مسافر وارد می شود. نکته ای که خیلی مهم است این است که کدام طبقه اجتماعی از این واردات و از جمله کالای قاچاق استفاده می کند؟ طبقه خاصی است که آن طبقه خاص رشد کرده و بعد وارد کنندگان به طور عمده که هم خودشان قاچاقچی هستند و هم وارد کننده هستند، شبکه ای بوجود می آورند که کالای قاچاق را به دست مصرف کننده برساند؛ این مجموعه را ببینید و دولتی که دوست ندارد کنترل کند.

قبل از اراده باید گفت که به این کار ایمان داشته باشد و بخواهد این کار را بکند چون کسانی که به دولت  خط می دهند گروهی هستند که نمی گذارند دولت با قاچاق مبارزه کند و مسولین دولتی هم با آنها همراه هستند؛ حالا یا به خاطر منافع مشترک و یا هر چیزی با آنها همراه هستند. این سیاست ارزان قیمت بودن دلار که از زمان شاه هم آغاز شد،به نفع عده ای تمام می شود؛ حالا وقتی فضا اینجور شد وقتی قاچاقچیان را دستگیر می کنند چه مجازاتی برای آنها در نظر می گیرند؟ از کسانی که کالا قاچاق می کنند چقدر مالیات می گیرند؟ چقدر اینها را مجازات قضایی می کنند، اگر بین کالاها کالای قاچاق و کالای ممنوعه گذاشته باشند؟

بعد خود دولتی که فقط حرفش را می زندو عقیده ندارد و هیچ کنترلی نمی کند وگرنه می تواند از طریق افزایش قیمت دلار به شدت واردات کالای قاچاق را کنترل کند تا ارزان به دست مصرف کننده نرسد، تا کالاهای داخلی مصرف شود. البته به شرطی که به کالای داخلی یارانه بدهد و یک نکته ی دیگر که تا این اتفاق نیفتد نمی شود و آن اینکه وقتی که در واردات و قاچاق تا این حد سودآوری زیاد دارد، دولت علاوه بر مجازاتهای قضایی برای کسانی که قاچاق کردند باید مالیاتهای سنگین بگیرد که سودآوری این نوع فعالیتها کاهش پیدا کند؛ مانند سودآوری فعالیتهای دلالی، خرید و فروشهای کاذب، سفته بازی و…که مجموع اینها سود بالایی دارند؛ اگر این اتفاق نیفتد باز هم سرمایه ها می روند در این فعالیتها که نام بردم، حالا در واردات نمی روند ولی می روند در اینها که نام بردم.

پس دولت باید از این فعالیتها هم مالیات بگیرد که سود تولید جزو بالاترین سود سرمایه در کشور باشد و بعد در چنین شرایطی به تولید کنندگانمان یارانه بدهد که قیمت کالاهای تولید داخل بالا نرود وقتی فضا این باشد ما یک کشور صادر کننده و خود اتکا می شویم. آمریکایی ها برای تولید کشاورزیشان صد میلیارد دلار می دهند که امنیت غذایی پیدا کنند و اروپاییها هشتاد میلیارد دلار.

چرا ما نباید از این تجارب استفاده کنیم و دلار را با قیمتی بدهیم که برای واردات به صرفه نباشد و بتوانند با تولیدکنندگان داخلی ما رقابت نکنند و اینها را ورشکست کنند. یکسری فعالیتها و نیازها هست که هنوز در ایران تولید نشده و زمانبر هم هست، برخلاف تولیدات غذایی و صنعتی که اگر دولت کنترل کند در دو سه سال به نتیجه می رسد ولی یک سری از کارها طول می کشد و نیاز به تحقیق و پژوهش دارد. استثنائا آنها را هم با کنترل شدید و نظارتهای خیلی شدید کنترل می کنند، اما الان عملا هیچ نظارتی در این موارد نیست. دلار سه هزار و پانصد تومانی می دهند و اتومبیل هشت میلیاردی وارد می کنند. دلار را برای واردات دارو و غذا می دهند و آنچه برایشان سود دارد وارد می کنند.

یکی از دلایلی که در ایران بیکاری به فقر انجامیده، شش میلیون مستاجر هستند و هر چقدر زمان می گذرد مزدبگیران فقیرتر می شوند همین بحث واردات و بیکاری و ناامیدی است که از پنج میلیون فارغ التحصیل دانشگاه آزاد چهار میلیون بیکار هستند. آثار این بیکاری و فقر وحشتناک است، مهارتها فراموش می شود و روابط انسانی آسیب می بیند و انواع طلاقها بوجود می آید.

من تصورم این است که چون موارد متعدد است مجبور هستیم یک محور را بگیریم که اگر آن محور را درست انتخاب کنیم، مسائل دیگر خود بخود حل می شوند. مناطق آزاد تجاری هم هست کم هم نیست ولی نکته مهم این است که مگر در خود گمرکات ما فساد نیست؟ نوشته بود که ما ۲۰۰ تا کانتیر را می توانیم کنترل کنیم ولی ۴ هزار کانتیر وارد می شود. حالا این توجیه است ولی به هر حال هست. یعنی ما دویست کانتیر را کنترل می کنیم و آن هم به صورت نمونه که کالایی را وارد کردند و لابلای آنها هم کالای قاچاق را پنهان کردند.

من فکر می کنم همانطور که آقای مهندس فرمودند وقتی مدیران به این مرحله رسیدند یعنی اعتقاد ندارند که وظایف و مسئولیتهای خودشان را انجام دهند؛ اما وظایفی را انجام می دهند که منافع برای آنها دارد. عموما از دید سیاسی که آگاهانه است چون می دانند که فلان گروه  چه کاری کردند ولی باز هم با آنها همکاری می کنند، حالا از نظر اقتصادی ممکن است ندانند که داخلش چگونه است. آنچه که خیلی مهم است این است که بسیاری از این مفاسد که به دست مدیران اتفاق می افتد پنهان می شود؛ همین الان باید سه چهار پنج هزار نفر را می گفتند که فساد کردند. چون وقتی می گویند یک مدیر سوءاستفاده می کند، او تمام سلسله مراتب زیرنظر خودش را از نظر امکانات رفاهی و استثنایی به خودش وفادار می کند. یک سوم سپرده های قرض الحسنه با سود کم به کارمندان بانکها داده می شود. چرا؟ آیا استفاده از قرض الحسنه اینطور است؟ خیر؛ به کارمندانش  با این کار رشوه می دهد، پاداشهای بیشتر می دهد؛ چون می دانند که آن بالایی چکار می کند و آن برای اینکه این پایینی ساکت باشد اینها را فاسد می کند.

بخشی از کارها را از این پایینیها می خواهد چونکه امضای اینها را می خواهد، سندهایی که اینها تهیه می کنند را لازم دارد، دستکاری اسناد را می خواهد ولی هیچ چیزی نمی گوید؛ بنابراین اینطور نیست که مسئولین می گویند سیزده نفر بیست نفر، نهصد نفر. من فکر می کنم در سازمان اداری ایران که هشتاد هزار مدیر و کارمند ارشد هستند، ده پانزده یا بیست هزار نفراز اینها مدیرانی هستند که در راس هستند، حالا اینکه بین اینها چند هزار آنها فاسد هستند اطلاعات بیشتری می خواهد ولی اینها تعیین کننده هستند چون بجای انجام وظایف ملی شان، کارهایی انجام می دهند که در آنها وظایف ملی نیست؛ بلکه نیازهای خودشان را که کاذب است تامین می کنند. ضمن اینکه با الگویی که حضرت امام داده، رهبری داده، حضرت علی داده؛ مدیران خدمتگذار هستند یا سرور؟ اینها فکر می کنند که سرورند مثل دوره شاه.

وقتی اینطور فکر کرد آن وقت دیگر از نظر وجدانی و اخلاقی مشکلی ندارد که پنجاه برابر صد برابر کارمند و کارگر بینوا بگیرد. الان مساله قاچاق مثل مساله دلار، کلیدیترین عامل ورشکستگی تولید کنندگان ایرانی است؛ اینها تغییر نخواهد کرد.چرا؟ آن لایه اجتماعی و طبقه اجتماعی که به تدریج بوجود آمده، آن سلاطین واردات مثل شکر، فولاد سلطان دارد به کسی گفتند و اینها هر کدام سلطان دارد و مجموعه ای که این را پیاده می کند؛ گمرکات، مناطق آزاد و کوله پشتی که همراه مسافر است مجموع اینها اصلاح نخواهد شد. الان آشکارشده که مدیرانی در  ایران بوجود آمدند که عملا کاری را می کنند که براندازی ایران است. وقتی اینهمه فقر را می بینند، بیکاری را می بینند و حساس نیستند و در سیاستهایشان تجدیدنظری نمی کنند چه امیدی هست که با قاچاق به معنای واقعی مبارزه کنند؟

بعد از فوت امام هم رییس جمهورمان گفت.خب با دلار ارزان امکانت زندگی بیشتری بوجود می آید،کاملا درست است. ولی نتیجه اش چی؟ نابودی تولیدکنندگان و نابودی همین مصرف کنندگانی که به آنها کالای ارزان می دهم غیر از آن تبعاتی که دارد. الان طبقه متوسط ایران هم دارد به زیر خط فقر می رسد، چون سه میلیون و دویست تا پانصد هزار تومان خط فقر است که ۷۰ درصد بخش خصوصی زیر خط فقر هستند، دولتی ها را نگاه کنید آنها هم همینطور. وقتی فضا اینطور است؛ رکودی که الان هست، یکی از دلایل رکود نداشتن قدرت خرید است.

یک عده ای دارند و بی نهایت دارند ولی اکثریت ندارند. حالا افرادی که بیکارند و فقیرند و مجموع اینها نشان می دهد که وضعیت دردناکی برای طبقات فقیر پیش می آید که اینها هستند انقلاب کردند و اینها هستند که انقلاب را در آینده حفظ خواهند کرد. وقتی نمایندگان مجلس دولت را با این سیاستهای غلط استیضاح نمی کنند، به طوری که دلار را ارزان ندهند، دلار را به شکلی بدهند که به نفع تولید کننده داخلی باشد و از فعالیتهای غیرتولیدی پولساز مالیات بگیرند، با فساد مبارزه کنند و نمی کنند؛ می توان به چه نتیجه ای رسید؟

آنها که می دانند، وقتی امثال من که امکان دسترسی به امکانات سازمانی ندارم ولی می دانم با اینکه اطلاعاتم در حد آنچیزی است که در روزنامه ها است، پس معلوم است که آنها می دانند ولی چرا هیچ اقدامی نمی کنند؟ چرا همان خط را ادامه می دهند؟ آیا عملا در یک سراشیبی برای متلاشی کردن  نظام حرکت نمی کنند؟ برجام را ببینید. اصلا خجالت آور است؛ دست بسته می خواهند ثابت کنند که ما در داخل هیچ چیزی نداریم. آقای وزیر صنعت می گفت که ما متخصص و مدیر از خارج بیاوریم. این چه توهین بزرگی است به ملت ایران. مدیر خارجی بیاوریم. قرارداهای نفتی را ببینید، یا آن امکاناتی که دارند به خارجی ها می دهند برای کنترل حسابهای بانکی ایران؛ اینکه بدانیم دارایی هر شخص چقدر است تا یارانه ندهیم، و از آنها  مالیات نمی گیریم، نمی خواهیم اطلاعات کسب کنیم ولی می خواهیم این اطلاعات را به خارجی ها بدهیم. می گفتند به حسابهای مردم سرک نمی کشیم، پس چرا اجازه می دهید خارجیها چهارچشم حسابهای مردم را کنترل کنند؟ این چه چیزی را نشان می دهد؟ من نمی خواهم بگویم این یک برنامه ریزی دقیق  برای متلاشی شدن ایران است ؛ نه من این را نمی گویم و خدا کند که اینطور هم نباشد.

آدمهای بسیار عالی و نیک نفعی هم در همه جا داریم، ولی من حرکتهای کلی را می گویم. مجلس با آن آدم های نازنینی که دارد ولی اکثریت از اینها در این بیست و شش ساله  مقصران را استیضاح نکردند، اول که اینقدر قدرتمند نبودند، به تدریج به اینجا رسیدند. الان به گونه ای عمل می کنند مثل اینکه هیچ سلاح مخالفی در ایران علیه آنها نیست. اهمیت هم ندارد که چه اتفاقی برای ایران عزیزمان می افتد یا برای این نظام که باید الگوی جهانیان باشد و اگر این مفتخورها و پول پرستها بگذارند می شود الگوی جهانیان. می توانید از ثروت این قاچاقچیان آنها را بشناسید از کجا بدست آوردند. اطلاعات می خواهد. آمریکاییها چکار می کنند که کوچکترین نقل و انتقالی را کنترل می کنند و مالیات می گیرند و نظارت می کنند؛ مالیاتهای بازدارنده می گیرند که آدمها را ببرند در تولیدشان. حالا بحث فسادشان بحث دیگری است ولی من می گویم همه این امکانات با شرایط امروز وجود دارد. اگرمدیر بخواهد می تواند کنترل کند، ولی ما چه مدیری می خواهیم؟

مدیری که جهادی باشد، از خود گذشته باشد، مدیری نباشد که فکر کند سرور است، همه کاره است، به اندازه یک میلیون آدم ارزش دارد. الان متاسفانه در ایران اینطور شده انگار برده دار هستند و بقیه برده. نمی گوییم عموما، نمی گوییم همه، ولی در کل اینطور رفتار می کنند. اعتماد به نفس در برخی مدیران ما از بین رفته است. اگر وزیر خارجه  آمریکا این حرفها را بزند قابل قبول است، ولی وزیر خارجه ما بگوید آمریکا در پنج دقیقه تمام نظامها و سیستم های دفاعی ایران را نابود می کند و برای گفتن این حرف عذرخواهی هم نکرد. بعد رئیس جمهور می گوید کدخدا. آخر کدخدا کیست؟ بزرگترین صدمات را به تولیدات ملی زدند برای اینکه ثابت کنند همه چیز به قهر و اخم و لبخند آمریکا و غربیها ارتباط دارد. این از بیست وشش سال پیش شروع شده ولی الان به اوج خودش رسیده است. این حرف را می زند و هیچ کس هم نمی آیید این آقای رییس جمهور و وزیر و وزیر نفت را استیضاح کند.

0

دیدگاهی نیست

دیدگاهی بنویسید

نوزده + پنج =